اما همه چيز از آينده درخشان تری برای لاله حکايت دارد. و برای
ما ايرانی ها هم که دايم خبر از سرکوب زن و هنر و همه چيز و همه
کس در ايران می شنويم و خبر از آوارگی ايرانی ها در سراسر جهان و
وضعيت مصيبت بار پناهندگان ايرانی مثل بقيه پناهندگان جهان، خبر
موفقيت نسل دوم مهاجرين ايرانی آرام بخش است بويژه که هنر لاله از
کيفيت خوبی برخوردار است و او از طريق تقليد و ارضاء هوس های بازار
به شهرت نرسيده است، بلکه با سر سختی سبک ويژه خود را پی گيری کرده
است.
اما لاله هم روزهای سخت خود را داشته است. او قبلا نوشته بود :
روحيه من دايم بين شادی و غم تغيير می کند. زمان درازی فقط من بودم
و مادرم.به واقع فقط موسيقی است که مرا حقيقتا خوشبخت می کند.
پدر لاله که يک پناهنده سياسی بود در يک حادثه جان خود را از دست
داد.
خبرنگاران حاضر در جشن نوشتند لاله بعد از اين که معلوم شد او برنده
دو جايزه شده است نمی توانست آرام بگيرد و می خواست فورا با مادرش
تماس بگيرد و خبر را به او بدهد. او می گفت مادرش در خانه اينترنت
ندارد و ممکن است خبر دار نشده باشد و می خواهد خودش به او خبر بدهد.
لاله به خبرنگاران گفت دوره سختی را از سر گذرانيدم تا ثابت کنم
می توانم اين کار را انجام دهم. خيلی ها بودند که به من توصيه می
کردند اين کار را نکنم. به همين جهت رای مردم فوق العاده معنا دارد
. من نشان دادم موسيقی زنده است.